زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

هشت ماهگیت مبارک

1393/12/28 16:15
نویسنده : هستی مامی
324 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام دختر قشنگمآرام

 

هشتمین ماهگرد زندگیت مبارک عروسکممممممممممممممممممجشن

انشاالله 1000000000000 ماهه شیخندونک

 

عکس 8 ماهگیت : عاشق جوراباتی و کلی باهاش ورمیری و اگه کسی کاری باهات نداشته باشه خودتو با جورابات سرگرم میکنیدلخور

 

هشت ماهگی

 

دوستت دارم هواااارتااا

 

فعلا خدانگهدارتبای بای

 

 

 

پیشرفتای طلا خانومی :

 

اول دندونات که گفتم تا الان 5 تا دندون داری

در تاریخ 12 اسفند یعنی 7 ماه و 14 روز مسلط چهار دست و پا میرفتی...قبلش یکم میرفتی و می افتادی.. یادمه تو فرودگاه جده بودیم و منتظر ، که نوبتمون بشه برای ورود به سالن فرودگاه ، رفتیم تو نماز خونه که شما ما رو ذوق زده کردی...!!!

از تاریخ 17 اسفند  یعنی 7 ماه و 19 روز خودتو به پشتی یا دست و پای ماها میگیری و بلند میشی و کلی ذوق میکنی

میری جای پله های آشپزخونه خونه مادر جون و بلند میشی در عین حال که خیلی خطرناکه ولی کلی ذوق میکنم وقتی میبینم خودتو به پله دوم میگیری و میخوای خودتو بکشی از پله ها بالا. دیشبم خونه زن عمو جون که رفته بودیم شما در کمال ناباوری از پله رفتی بالا...انگار نه انگار که هنوز تازه واردی و اولین بارته....طوری میرفتی بالا که انگار چند وقته داری تمرین میکنی و کامل یاد داریراضیالبته اینو هم بگم پله های خونه مادر جون ارتفاعش بیشتره بخاطر همین هنوز موفق به فتحش نشدی عزیزم

 

پله

 

 

کم کم اگه کاریت نداشتم خاک های گلدون رو هم میخوردیخندونک

 

پله

 

پله

 

 

همین یه کار رو نکرده بودی دیگهدلخور

 

فضول

 

یه چیز دیگه هم که زیاد هم خوب نیست اینه که چِش سفید شدیخندونک و ازم جدا نمیشی ، خیلی بهم میچسبی و با دور شدنم گریه میکنی شاید به قول خاله اعظم جون بخاطر سنته و تو این سن بیشتر بچه ها به ماماناشون وابسته میشن ولی هر چی که هست اصلا خوب نیست...وابسته بودنت که زیاد بد نیست ولی گریه کردنت خیلی دل خراشه...

 

امروز صبح هم وقتی بابا جون اومد کلی ذوق کردی و باهاش بازی کردی..بابایی رو هم با اونهمه خستگی راه سر ذوق آورده بودی

کلمه هایی که میگی تا الان:بَـ بَـ...به به...اووم...مَـ...اَمَـ بوس

 

دیگه یادم نیست یادم اومد میام و میزارمخندونک

 

 

 

پسندها (1)

نظرات (2)

✓ مامان زهراღ
28 اسفند 93 23:02
الهی که 80 ساله بشی عزیزم زهرای منم خیلی جوراب دوس داره...خدا این کوچولوهای بلا رو برامون حفظ کنه
هستی مامی
پاسخ
انشاالله
مامان کوثر
29 اسفند 93 10:46
عزیزممممم ماشالله چه قدر پیشرفت دختر من که خسته است خسته!!!! عمرا هوس درآوردن دندون بکنه!!! البته فضولی تا دلت بخواد!! دختر نازتو ببوس سال خوبی داشته باشین پر از عشق و شادی زمان سال تحویل با دل پاکت واسه من و خانوادم و داداش عزیزم هم دعا کن مرسی گلم
هستی مامی
پاسخ
سلام کوثر جان لطف داری گلم چرا انشاا... عجله نکن دندونم درمیاره... همچنین امیدوارم سالی سرشار از شادی داشته باشی عزیزم دختر گلت رو ببوس